بادهای شدید پایین بیایند. خیلی قابل اعتماد نخواهند بود. اما میتوانند گرما را در زمین قرار دهند تا زیر سقفها بیرون بیاید، غذا پرورش دهند، جان انسانها را نجات دهند. مشکلشان چیست؟» هرندون دوباره تکان خورد. چشمانش دیگر مات و بیروح نبودند. «دستور میدهم پیادهروها را ببندند. و چیزی را که گفتی به خانه میفرستم. حتماً خوششان میآید.» او با احترام به بردمن نگاه کرد. گفت: «فکر کنم الان میدونی دارم به چی فکر میکنم.» بردمن سرخ شد. او احساس کرد که هرندون بیش از حد تحت تأثیر قرار گرفته است. هرندون نمیدید که این دستگاه چیزی را حل نمیکند.
فقط اثرات یک فاجعه را به طلسم تعویق میاندازد. به هیچ وجه نمیتواند از آنها جلوگیری کند. او گفت: «باید این بروات کار انجام شود. کارهای دیگری هم هست که مشرکان باید انجام شود.» دعانویس هرندون گفت: «بعد وقتی آنها را به من گفتی، کارشان تمام میشود! من از ریکی میخواهم طلسم که این را در آن کد پالسی که برایمان توضیح دادی وارد کند و شیطان او فوراً آن را پاک خواهد کرد.» او از جایش بلند شد. «من کد را برایش توضیح ندادم!» جفر بردمن عبادت کردن اصرار کرد. «وقتی فرشته پیشنهاد من را دعانویس به او دادی، او
داشت آن را ترجمه میکرد!» هرندون گفت: نسخ خطی «بسیار خب، همین الان این را پس میفرستم!» او با عجله از دفتر بیرون رفت. مقدس بردمن با عصبانیت فکر کرد، گمان میکنم دعاگر این روشی است که آبرو و اعتبار به دست میآید. من هم دارم آبرو میروم. اما واکنش خودش بسیار نامناسب بود. اگر مردم لانی ۲ علوم غریبه شبکههای سیمی با پشتیبانی هلیکوپتر را در جو معلق میکردند، میتوانستند تودههای سنگ و صخره و خاک زیرزمینی را گرم شماره ملا کنند. آنها میتوانستند آنچه را که عملاً مخازن گرمای حیاتبخش در زیر شهرهایشان بود، جادوگر ایجاد کنند. آنها میتوانستند طوری برنامهریزی
کنند مقدس که گرمای پایین فقط احضار در صورت نیاز بالا مذهب بیاید. اما - دویست روز تا شرایط مربوط به سیاره مهاجرنشین. سپس دو هزار روز شرایط حداقل گرما. طلسمات سپس بازگشت بسیار بسیار آهسته به دمای عادی، مدتها پس از بازگشت خورشید به درخشش قبلی خود. آنها نمیتوانستند گرمای کافی را برای مدت طولانی ذخیره کنند. این کار غیرممکن بود. طعنهآمیز بود که در انجماد یخ و تشکیل یخچالهای طبیعی، دعا خود حرز سیاره میتوانست سرما را ذخیره کند. همچنین، با بدتر شدن شرایط سرما، طوفانها و کولاکهای سهمگینی راور در لانی ۲ رخ میداد. شبکههای سیمی میتوانستند
برای مدت زمان کوتاهتر و کوتاهتری در هوا نگه داشته شوند و هر بار انرژی کمتری ابطال کردن جادو نسبت به قبل مصرف میکردند. اثربخشی آنها حتی جادو سیاه سریعتر از افزایش نیاز به اثربخشی، کاهش نماز خواندن مییافت. بردمن با بررسی حقایق، افسردگی عمیقتری را احساس کرد. پیشنهاد او اساساً بیهوده بود. این پیشنهاد دلگرمکننده بود و تا حد بسیار کمی و برای مدت کوتاهی اوضاع سیاره داخلی را تسکین میداد. اما در درازمدت تأثیر آن صفر بود. او همچنین از اینکه هرندون اینقدر تحسینش میکرد، خجالت میکشید. هرندون موکل جن به ریکی میگفت که او فوقالعاده است. ریکی ممکن بود - هرچند با
زیرکی - موافقت کند. شماره ملا اما روانسر او فوقالعاده کلیسا نبود. این ترفند شبکهای که با مگس پشتیبانی میشد، چیز جدیدی نبود. در ساریل از آن برای تأمین برق پمپهای پریستالتیک غولپیکری استفاده شده بود که آب یک پلدر را جادو سیاه که در حلقهای از جزایر بیتفاوت مرتفع تشکیل شده بود، تخلیه میکردند. شیاطین بردمن با تلخی فکر کرد، تنها چیزی قروه که میدانم چیزی است که کسی به من نشان داده یا در کتابها خواندهام. و هیچکس نشان نداده یا ننوشته که چگونه میتوان جادو با چنین چیزی برخورد کرد! او به سمت میز کافران هرندون رفت. هرندون نمودار
جدیدی از مشاهدات ثابت خورشیدی که از خانه ارسال شده بود، متون کهن رسم کرده بود. این نمودار، یک منحنی کاملاً معمولی رمل فرشتگان از نتایج تغییرات چرخهای همزمان بود. این منحنی، جفت روحی منحنی یک سری فرکانسها در لحظهای بود که همه آنها دقیقاً هم فاز بودند. از این نمودار، میشد برونیابی و محاسبه کرد. بردمن با اخم مدادی برداشت. انگشتانش ناشیانه معادلاتی را ذکر تشکیل دادند شیاطین و آنها را حل کردند. نتیجه تقریباً به بدترین شکل ممکن بود. تغییر در روشنایی خورشید لانی به دعا اندازهای نبود که بتوان آن را در کنت ۴، شیطانی نزدیکترین سیاره مسکونی دیگر،
وقتی نور آن چهار سال دیگر به آنجا برسد، مشاهده کرد. لانی هرگز دعانویس به عنوان یک ستاره متغیر طبقهبندی نمیشود، زیرا تغییر کل در نور و گرما نسبتاً جزئی خواهد بود. فرمول محاسبه دمای سیارات ساده نیست. از جمله عوامل آن، مربعها و
بادهای شدید پایین بیایند. خیلی قابل اعتماد نخواهند بود. اما میتوانند گرما را در زمین قرار دهند تا زیر سقفها بیرون بیاید، غذا پرورش دهند، جان انسانها را نجات دهند. مشکلشان چیست؟» هرندون دوباره تکان خورد. چشمانش دیگر مات و بیروح نبودند. «دستور میدهم پیادهروها را ببندند. و چیزی را که گفتی به خانه میفرستم. حتماً خوششان میآید.» او با احترام به بردمن نگاه کرد. گفت: «فکر کنم الان میدونی دارم به چی فکر میکنم.» بردمن سرخ شد. او احساس کرد که هرندون بیش از حد تحت تأثیر قرار گرفته است. هرندون نمیدید که این دستگاه چیزی را حل نمیکند.
فقط اثرات یک فاجعه را به طلسم تعویق میاندازد. به هیچ وجه نمیتواند از آنها جلوگیری کند. او گفت: «باید این بروات کار انجام شود. کارهای دیگری هم هست که مشرکان باید انجام شود.» دعانویس هرندون گفت: «بعد وقتی آنها را به من گفتی، کارشان تمام میشود! من از ریکی میخواهم طلسم که این را در آن کد پالسی که برایمان توضیح دادی وارد کند و شیطان او فوراً آن را پاک خواهد کرد.» او از جایش بلند شد. «من کد را برایش توضیح ندادم!» جفر بردمن عبادت کردن اصرار کرد. «وقتی فرشته پیشنهاد من را دعانویس به او دادی، او
داشت آن را ترجمه میکرد!» هرندون گفت: نسخ خطی «بسیار خب، همین الان این را پس میفرستم!» او با عجله از دفتر بیرون رفت. مقدس بردمن با عصبانیت فکر کرد، گمان میکنم دعاگر این روشی است که آبرو و اعتبار به دست میآید. من هم دارم آبرو میروم. اما واکنش خودش بسیار نامناسب بود. اگر مردم لانی ۲ علوم غریبه شبکههای سیمی با پشتیبانی هلیکوپتر را در جو معلق میکردند، میتوانستند تودههای سنگ و صخره و خاک زیرزمینی را گرم شماره ملا کنند. آنها میتوانستند آنچه را که عملاً مخازن گرمای حیاتبخش در زیر شهرهایشان بود، جادوگر ایجاد کنند. آنها میتوانستند طوری برنامهریزی
کنند مقدس که گرمای پایین فقط احضار در صورت نیاز بالا مذهب بیاید. اما - دویست روز تا شرایط مربوط به سیاره مهاجرنشین. سپس دو هزار روز شرایط حداقل گرما. طلسمات سپس بازگشت بسیار بسیار آهسته به دمای عادی، مدتها پس از بازگشت خورشید به درخشش قبلی خود. آنها نمیتوانستند گرمای کافی را برای مدت طولانی ذخیره کنند. این کار غیرممکن بود. طعنهآمیز بود که در انجماد یخ و تشکیل یخچالهای طبیعی، دعا خود حرز سیاره میتوانست سرما را ذخیره کند. همچنین، با بدتر شدن شرایط سرما، طوفانها و کولاکهای سهمگینی راور در لانی ۲ رخ میداد. شبکههای سیمی میتوانستند
برای مدت زمان کوتاهتر و کوتاهتری در هوا نگه داشته شوند و هر بار انرژی کمتری ابطال کردن جادو نسبت به قبل مصرف میکردند. اثربخشی آنها حتی جادو سیاه سریعتر از افزایش نیاز به اثربخشی، کاهش نماز خواندن مییافت. بردمن با بررسی حقایق، افسردگی عمیقتری را احساس کرد. پیشنهاد او اساساً بیهوده بود. این پیشنهاد دلگرمکننده بود و تا حد بسیار کمی و برای مدت کوتاهی اوضاع سیاره داخلی را تسکین میداد. اما در درازمدت تأثیر آن صفر بود. او همچنین از اینکه هرندون اینقدر تحسینش میکرد، خجالت میکشید. هرندون موکل جن به ریکی میگفت که او فوقالعاده است. ریکی ممکن بود - هرچند با
زیرکی - موافقت کند. شماره ملا اما روانسر او فوقالعاده کلیسا نبود. این ترفند شبکهای که با مگس پشتیبانی میشد، چیز جدیدی نبود. در ساریل از آن برای تأمین برق پمپهای پریستالتیک غولپیکری استفاده شده بود که آب یک پلدر را جادو سیاه که در حلقهای از جزایر بیتفاوت مرتفع تشکیل شده بود، تخلیه میکردند. شیاطین بردمن با تلخی فکر کرد، تنها چیزی قروه که میدانم چیزی است که کسی به من نشان داده یا در کتابها خواندهام. و هیچکس نشان نداده یا ننوشته که چگونه میتوان جادو با چنین چیزی برخورد کرد! او به سمت میز کافران هرندون رفت. هرندون نمودار
جدیدی از مشاهدات ثابت خورشیدی که از خانه ارسال شده بود، متون کهن رسم کرده بود. این نمودار، یک منحنی کاملاً معمولی رمل فرشتگان از نتایج تغییرات چرخهای همزمان بود. این منحنی، جفت روحی منحنی یک سری فرکانسها در لحظهای بود که همه آنها دقیقاً هم فاز بودند. از این نمودار، میشد برونیابی و محاسبه کرد. بردمن با اخم مدادی برداشت. انگشتانش ناشیانه معادلاتی را ذکر تشکیل دادند شیاطین و آنها را حل کردند. نتیجه تقریباً به بدترین شکل ممکن بود. تغییر در روشنایی خورشید لانی به دعا اندازهای نبود که بتوان آن را در کنت ۴، شیطانی نزدیکترین سیاره مسکونی دیگر،
وقتی نور آن چهار سال دیگر به آنجا برسد، مشاهده کرد. لانی هرگز دعانویس به عنوان یک ستاره متغیر طبقهبندی نمیشود، زیرا تغییر کل در نور و گرما نسبتاً جزئی خواهد بود. فرمول محاسبه دمای سیارات ساده نیست. از جمله عوامل آن، مربعها و

همهچیز درباره دعانویس حسن آباد با مثالهای واقعی